معرفی جلد دوم کتاب سلف تراپی

مقدمه

جلد دوم کتاب سلف تراپی نوشته جی ارلی در سال ۲۰۱۵ در ۲۲۲ صفحه به چاپ رسیده است که جلد اول آن را قبلا در مقاله ای جداگانه معرفی کردیم. (معرفی جلد اول کتاب سلف تراپی) در این مقاله سعی داریم جلد دوم را به شما معرفی کنیم.

جی ارلی، روانشناس، رواندرمانگر، معلم، نویسنده و نظریه پرداز است. همچنین در سیستم های خانواده درونی آموزش دیده است و در آموزش های حرفه ای IFS همکاری دارد، همچنین کلاس های IFS را برای عموم برگزار می کند و سالانه کنفرانس های متعددی در زمینه IFS برگزار می کند.

کتاب نسخه ترجمه شده ندارد. اما متن کتاب مانند جلد اول ساده، روان و قابل فهم است. خصوصا به دلیل اینکه ادامه مباحث قبلی و تکمیل کننده آنهاست، مطالعه را راحتر و سریعتر خواهد کرد.

این جلد مانند جلد اول برای خود درمانی، هم چنین برای روانشناسان و کار با مراجعانشان مفید و قابل استفاده است. در میان مطالب، یادداشت هایی برای روانشناسان نوشته شده است که راهنمای کار با مراجعانشان می باشدو هر فصل داری تمرین های مختلف است.

برای مطالعه این کتاب باید با مفاهیم پایه ای و اولیه آی اف اس آشنا باشید. یعنی جلد اول را مطالعه کرده باشید. پیشنهاد می کنیم جلد اول را مرور کنید یا از پیوست اول که در انتهای کتاب ارائه شده، استفاده کنید.

در ادامه این مقاله با موضوعات زیر آشنا می شویم:

  • چگونگی پیگیری پارتها
  • زمان تعویض بخش های هدف
  • انواع محافظ ها
  • قطبی شدن و حل آن
  • به روز رسانی محافظ ها
  • مذاکره برای خودراهبری
  • پارت های شبه سلف

یادآوری

در جلد اول با بخش هایمان آشنا شدیم. یاد گرفتیم که Protector  و Exile چه هستند و چگونه می توانیم آنها را شناسایی کنیم و از نیت و نقش هایشان آگاه شویم.

همینطور یاد گرفتیم که درون همه ما Self  وجو دارد که ویژگی هایی چون مهربانی، کنجکاوی، آرامش و … دارد و به ما کمک می کند که به صلح درونی و تعادل برسیم و برای حل مشکلات و بهبود زندگی و روابط خود از آن استفاده کنیم.

در این کتاب، چند قدم جلو تر می رویم. با انواع protector  و تکنیک های پیشرفته تر آشنا می شویم تا کار با بخش هایمان را عمیق تر انجام دهیم. همچنین یاد می گیریم چگونه بهتر در سلف بمانیم و کار با IFS را کاربردی و قدرتمندتر ادامه دهیم.

علاوه بر این با Pattern System  آشنا می شویم که یک روش جامع و سیستماتیک برای درک و شناخت شخصیت است که توسط جی ارلی بنا شده و در کنار IFS مکمل یکدیگر هستند.  مقدمه ای بر Pattern System  را در پیوست سوم می توانید مطالعه کنید.

پیگیری بخش ها و جلسات درمان

یکی از کارهایی که برای شناخت بخشهایمان کمک می کند، یادداشت برداری بعد از هر جلسه IFS است. این کار به دلایل مختلف اهمیت بسیاری دارد.

 برای مثال به دلیل محدودیت زمانی، وقتی یک جلسه تمام می شود، با یادداشت برداری از بخش ها، در جلسه بعد می دانیم از کجا شروع کنیم و روی چه بخشی کار کنیم. یا اگر در جلسه IFS به شفا یا درمان اگزایل پرداختیم، پس از آن و در زندگی روزمره می توانیم برررسی کنیم محافظان چه واکنشی به این اتفاق می دهند؟

برای این کار دو لیست مشخص ارائه می شود که برای هر یک از پروتکتور ها و اگزایل ها اطلاعات متنوعی را میتوانیم یادداشت کنیم و هر بار که تمرین جدید انجام می دهیم لیست قبلی را تکمیل می کنیم.

زمان تعویض بخش های هدف

حین کار با بخشها بسیار اتفاق می افتد زمانی که با بخش هدف کار میکنیم، بخش دیگری بین کار حضور پیدا می کند و به سطح می آید. خوب است که کمی وقت بگذاریم و چند سوال از آن  بپرسیم. مثلا در کجای بدنمان حسش می کنیم، چه تصویری دارد. و سپس به انتخاب کنیم که آیا کار را با بخش هدف ادامه دهیم یا بخش هدف را به بخش جدید تغییر دهیم.

برای هر یک از این دو انتخاب دلایل مختلفی وجود دارد. برای مثال گاهی بخشی که حین کار بالا می آید، از بخش دیگری می ترسد یا از بخش دیگری دستور می گیرد و وقتی از اون می خواهیم کنار بایستد تا کار با بخش هدف را ادامه دهیم، موافقت نمی کند. در چنین موقعیتی پارت هدف بدون تحول این بخش، متحول نخواهد شد. پس لازم است که بخش هدف را تغییر دهیم و روی بخش جدیدی که بالا آمده کار کنیم.

در ادامه یاد میگیریم چه زمان با بخش هدف بمانیم وکی آن را رها کنیم و روی بخش جدید تمرکز کنیم.  همچنین با سه الگوی مشکل ساز در تغییر بخش هدف، بر اساس Pattern System آشنا می شویم.

انواع محافظ ها: مدیرها و آتشنشان ها

در جلد اول یاد گرفتیم چگونه محافظان را بشناسیم و با آنها کار کنیم اینجا با انواع آنها آشنا می شویم. دو نوع محافظ داریم. مدیران (managers)و آتشنشانها (firefighters).

مدیران محافظانی هستند که زندگی و روان را طوری سازماندهی می کنند که رنج تبعیدی (Exile) بالا نیاید. Proactive هستند و برای دفع درد و رنج اگزایل دوراندیشی می کنند. مثلا وقتی کسی ترس از طرد شدن و پذیرفته نشدن دارد و از روابط عاطفی دوری می کند. در واقع این کار به دلیل فعالیت یک مدیر یا manager  است.

اگر رنج اگزایل به سطح اگاه برسد یا در حال بالا آمدن باشد (و شما متوجه نشوید)، آتشنشان ها فعال می شوند. این محافظ ها به طور reactive  عمل می کنند و حواس فرد را از رنج اگزایل پرت می کنند. با کارهایی مانند مصرف مواد مخدر، الکل، روابط پر خطر.

برای مثال کسی که ترس از پذیرفته نشدن دارد، وقتی در رابطه عاطفی جواب منفی می شنود و رنج اگزایل را احساس می کند و روی به مصرف الکل می آورد. یا در موراد خفیف تر ساعتها مشغول تماشای فیلم یا کار با گوشی می شود. یا به طور وسواسی درگیر تمیز کردن اتاق یا محل کار خود می شود. در واقع آتشنشان با این کار حواس او را پرت و شخص را بی حس می کند. میان انواع محافظ ها، مدیرها بسیار رایج تر هستند و کار با اونها به همان ترتیبی است که در جلد اول گفته شد. اما کار با آتشنشان ها را در این کتاب یاد میگیریم

قطبی شدن

برای بسیاری از ما پیش آمده در تصمیم گیری های خود شک و تردید شدید را تجربه کنیم. برای مثال به مهمانی دعوت می شویم از طرفی دوست داریم در آن شرکت کنیم و از طرف دیگر به دلایل مختلف تمایل نداریم.

در این حالت که دو بخش از روان ما در تضاد با یکدیگر و در مقابل هم قرار می گیرند،  قطبی شدن اتفاق می افتد. بخش ها در تضاد با هدفهای یکدیگر عمل می کنند و هر دو باور دارند که اگر از موضع شدید و افراطی خود دست بکشند، سیستم روان ما دچار مشکل خواهد شد از این رو بر موضع خود پافشاری می کنند و جالب اینکه هر دو حق دارند.

در قطبی شدن قدرت پارتها با یکدیگر برابر نیست، ممکن است یکی بیشتر از دیگری قدرت داشته باشد، ممکن است برابر باشد یا قدرت بین آنها به طور متناوب تغییر کند.

این حالت در بسیاری از حالات روزانه ما می تواند اتفاق بیافتد یا روزها و ماهها و سالها ادامه پیدا کند. برای مثال قطبی شدن بین بخش اهمالکار و پرکار، یا میان بخشی که پرخوری می کند و بخشی که رژیم می گیرد.

قطبی شدن ممکن است بعد از تجربه تروما اتفاق بیافتد. زیرا در چنین تجربه هایی محافظ ها مواضع شدیدتر و افراطی تری اتخاذ می کنند و در نتیجه آن، با هم قطبی می شوند.

در قطبی شدن اگرچه ممکن است بخش ها extreme باشند اما هر کدام دارای انرژی و ویژگی های مثبت هستند ، حداقل وقتی با هم قطبی نباشند. در IFS  نمی خواهیم این انرژی ها از بین بروند یا کم شوند بلکه می خواهیم به آنها به طوری که غیرافراطی یا non-extreme هستند، دسترسی پیدا کنیم.

در کتاب به طور کامل با مراحل حل قطبی شدن در ده قدم و انواع حالات آن آشنا خواهیم شد.

به روز کردن محافظ ها

حین کار با IFS  یا خارج از آن در زندگی روزمره خود، ممکن است با موقعیت هایی روبه رو شویم که برای مدیریت آن دچار مشکل شویم. برای مثال در یک موقعیت ناگهانی بخشی در ما فعال می شود که به طور ناکارآمد رفتار می کند و در عین حال ما زمان کافی برای انجام مراحل IFS ر ا نداریم، یا وقتی از مرحله درمان اگزایل عبور کرده ایم و در حال کار با محافظ هستیم تا نقش خود را رها کند، در چنین موقعیت هایی می توانیم از “تکنیک به روزرسانی محافظ ها” استفاده کنیم.

در چنین موقعیت هایی محافظان ممکن است فرد را به صورت اگزایل ببینند، کودکی آسیب پذیر که کسی را برای حمایت ندارد. با این تکنیک ظرفیت ها و منابع درونی و بیرونی که طی سالها به دست آورده ایم، را به او نشان می دهیم و یادآور می شویم.

مانند دستاوردهایی که داشته ایم، مشکلاتی که از آنها عبور کرده ایم، خانواده، دوستان و گروههایی که در آنها فعالیت های متنوع انجام می دهیم یا گروه های ورزشی که در آن شرکت می کنیم.

حتی اگر هیچ یک از اینها را هم نداشته باشیم، همین که از آسیب های گذشته عبور کرده ایم و زنده ماندیم و به بزرگسالی رسیده ایم یعنی توانایی بیشتری نسبت به گذشته داشته ایم.

مذاکره برای خود راهبری

یکی دیگر از تکنیک های بسیار کاربردی و مهم IFS  “مذاکره برای خود راهبری” است. در این تکنیک با محافظان مذاکره می کنیم تا در موقعیت های مختلف، ما در سلف (In Self)، مسولیت موقعیت را بر عهده بگیریم.

در موقعیت هایی که یک اگزایل را درمان کرده ایم اما اگزایل های بیشتری هم وجود دارند، یا محافظ حاضر به رها کردن نقش خود نیست و در عین حال رفتاری ناکارآمد را در پیش گرفته است، یا موقعیت ناگهانی پیش می آید که زمان کار با IFS  را نداریم،  یا بخشی از ما به دلیل شرایط کودکی شرطی شده که به شیوه ای خاص رفتار کند. برای مثال کسی که در روابط مدام به دنبال راضی کردن دیگران است.

در همه اینها محافظان ترسهایی دارند که می تواند غیر واقعی باشند یا کمی واقعیت داشته باشند. یا فقط شرطی شده باشند. با تمرین خودراهبری و تجربه ماندن در سلف، یاد میگیریم رفتار های سالمتری داشته باشیم.

تشخیص بخش های شبه سلف

بعضی از بخشهای ما فکر می کنند که سلف هستند، به این صورت که حین کار با IFS فکر می کنیم در سلف هستیم در حالی که با بخش دیگری از خودمان مخلوط (Blend) شده ایم، به این بخشها، شبه-سلف یا Self-like Part می گویند. برای مثال وقتی حین کار با IFS  به جای پرسیدن سوالات از بخش ها و شنیدن جواب از آن، سعی داریم خودمان جواب ها را مشخص کنیم. یا زمانی که سعی داریم هر چه سریعتر به نتیجه برسیم به جای آنکه اجازه دهیم روند درمان به طور طبیعی شکل بگیرد و قدم به قدم با بخش ها جلو برویم.  این رفتارها از بخش های شبه سلف بروز داده می شود.

در فصل هشتم کتاب با انواع بخش های شبه سلف آشنا می شویم و یاد می گیرم که در چه شرایط و با چه خصوصیاتی در ما فعال می شوند. همچنین یاد می گیریم تجربه آن موقعیت، وقتی در سلف باشیم، چگونه است. همچنین با راههای جدا شدن (Unblending) از بخش های شبه سلف آشنا می شویم.

چند جمله از کتاب

The beauty of IFS is that when our parts recognize Self and connect with it, they tend to become more collaborative and have more Self energy inside themselves

You must be present in the inner space as Self so you can facilitate the dialogue. However, make sure that you don’t see an image of yourself in the internal space. Any image you see is not Self. Instead of seeing the Self in the space, feel yourself in the space as Self.

If you are trying to figure out the part based on your previous understanding of it and your memories, you are probably blended with an Intellectualizer.

Self doesn’t push. When you are in Self, you know you are headed toward healing, but you aren’t in a hurry.

While it very important to detect Self-like Parts, don’t be rigid about it. It isn’t necessary to be 100 percent in Self for your IFS work to be successful. You just need to have a critical mass of Self

دانلود جلد دوم کتاب سلف تراپی

دانلود جلد دوم کتاب سلف تراپی (۶ مگ)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.