لایه اول دیکشنری (۶۰ کلمه) -درس یازدهم


در درس مربوط به معرفی دیکشنری چند لایه، گفتیم که در لایه اول از دیکشنری چهار لایه، قرار است ۶۱ کلمه پایه‌ای را یاد بگیریم.

در ۱۶ درس اول از این مجموعه، کلمات لایه اول را به کمک تصاویر مناسب، جمله و توضیح یاد می‌گیریم.

در ده درس قبل، تعدادی از این کلمات را یاد گرفتیم و در این درس، یادگیری آنها را ادامه می‌دهیم.

think, think about, think this about

در کارتون بالا لیزا را در حال فکر کردن به تونی می‌بینیم.

می‌خواهیم بگوییم لیزا فکر می‌کند که تونی داخل این چیز است:

Lisa thinks Tony is inside this thing.

کلمه think به فکر کردن اشاره دارد.

حالا بیایید بگوییم لیزا به چیزی درباره تونی فکر می‌کند:

Lisa thinks something about Tony.

پس think about معنی فکر کردن درباره کسی یا چیزی را می‌دهد.

thought شکل گذشته think است.

Lisa thought something about Tony.

در زیر این فعل را با پسوندهای مختلف می‌بینید:

to thinkthinkingthoughtthink aboutthinks aboutto think aboutthinking aboutthought aboutthink this about.

know, know about

بعد از نگاه کردن به کارتون روبرو جمله زیر را بخوانید:

Tony knows Lisa is inside this thing, because Tony sees Lisa inside.

در این جمله گفته شده که تونی می‌داند لیزا داخل این چیز است، چون تونی لیزا را در داخل این چیز می‌بیند.

پس know برای اشاره به دانستن به کار می‌رود.

مثل همیشه می‌بینیم اگر فاعل آن سوم شخص مفرد باشد، پسوند s را به فعل اضافه می‌کنیم.

حالا می‌خواهیم بگوییم تونی چیزی درباره لیزا می‌داند.

Tony knows something about Lisa.

پس know about به معنی دانستن درباره چیزی یا کسی است.

شکل گذشته و شکل سوم این فعل به ترتیب knew و known است.

این افعال با پسوندهای مختلف را در زیر می‌بینیم:

knowingknewknownknow aboutknows aboutto know aboutknowing aboutknew aboutknown aboutknow this about

want

در کارتون بالا می‌بینیم که تونی این چیز (خوراکی روی میز) را می‌خواهد، یعنی:

Tony wants this thing.

پس want معنی خواستن می‌دهد.

حالا بیایید بگوییم تونی می‌خواهد این چیز را داشته باشد.

Tony wants to have this thing.

wantwantsto wantwantingwanted.

can, could

در تصویر سمت چپ می‌بینیم که تونی می‌خواهد کاری انجام دهد.

لیزا هم می‌خواهد همان کار را انجام دهد.

Tony wants to do something.

Lisa wants to do the same thing.

می‌خواهیم بگوییم تونی می‌تواند این را انجام دهد.

Tony can do this.

پس can برای اشاره به توانستن به کار می‌رود.

شکل گذشته این فعل could هست.

حالا بیایید بگوییم: این چیزی نیست که لیزا بتواند انجام دهد.

This is not something Lisa can do.

این جمله را به شکل دیگر هم می‌توان گفت:

Lisa cannot do this.

یعنی لیزا نمی‌تواند این کار را انجام دهد.


تمرین

Tony sees Lisa. Tony knows Lisa has something, because Tony sees what Lisa has.

Tony . . . what Lisa has, because Tony want to have the same kind of thing.

  • cannot see
  • does not know
  • thinks about

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.