لایه اول دیکشنری (۶۰ کلمه) -درس پانزدهم


در درس مربوط به معرفی دیکشنری چند لایه، گفتیم که در لایه اول از دیکشنری چهار لایه، قرار است ۶۱ کلمه پایه‌ای را یاد بگیریم.

در ۱۶ درس اول از این مجموعه، کلمات لایه اول را به کمک تصاویر مناسب، جمله و توضیح یاد می‌گیریم.

در چهارده درس قبل، تعدادی از این کلمات را یاد گرفتیم و در این درس، یادگیری آنها را ادامه می‌دهیم.

someone, who, whom

این درس را با کلمه someone شروع می‌کنیم.

برای یادگیری این کلمه جمله زیر را در نظر بگیرید:

[Someone does X.]

برای فهمیدن معنی someone، توضیحات مربوط به جمله بالا را بخوانید:

– Something does X.

– This something can think like people think.

– This something can be one person.

همانطور که می‌بینیم “someone” برای اشاره به “کسی” یا “شخصی” به کار می‌رود ( اما نمی‌دانیم آن شخص چه کسی است.)

خوب است someone را در یک جمله دیگر هم ببینیم:

[Someone said something to Tony.]

کلمه بعدی که می‌خواهیم یاد بگیریم who است.

این کلمه را در جمله زیر می‌بینیم:

[J knows who did K.]

اجازه بدهید توضیح انگلیسی این جمله را به کمک جملات زیر بخوانیم:

– J thinks about someone.

– J knows this someone did K.

با توجه به جمله بالا و توضیحات انگلیسی آن متوجه می‌شویم که who در اینجا به معنی “چه کسی” است و به عنوان فاعل جمله برای فعل did محسوب می‌شود.

نمونه جمله دیگری برای این کلمه را در ادامه می‌بینیم:

[Tony knows who said something.]

بهتر است قبل از رفتن به سراغ کلمات بعدی به یک کلمه مرتبط اشاره کنیم: whom.  این کلمه به عنوان مفعول جمله محسوب می‌شود.

after

در این درس کلمه before را یاد گرفتیم.

حالا می‌خواهیم کلمه متضاد آن یعنی after را یاد بگیریم.

[J happens after K happens.]

یعنی:

– K happens before J happens.

بنابراین “after” برای اشاره به “بعد از” به کار می‌رود.

بد نیست یک نمونه جمله دیگر هم برای after بخوانیم:

[After you do something for a long time, you can know much more about this.]

for some time

در این بخش می‌خواهیم عبارت for some time را یاد بگیریم.

به عنوان مثال:

[X is true for some time.]

برای فهمیدن معنی این عبارت توضیح انگلیسی جمله بالا را به کمک ۴ جمله زیر می‌خوانیم:

– X is true at a time.

– Some parts of this one time happen before other parts.

– Some parts of this one time happen after other parts.

– X is true at all parts of this one time.

با توجه به جمله بالا و توضیحات مرتبط با آن متوجه می شویم که “for some time” به معنی “برای مدتی” است.

اجازه بدهید این عبارت را در جمله دیگری ببینیم:

[After I moved for some time, I was near the other side of this place.]

moment, moments, in a moment, in this moment

در بالا عبارت for some time که اشاره به “برای مدتی” دارد را یاد گرفتیم، حالا می‌خواهیم عبارت “در یک لحظه” را یاد بگیریم.

فرض کنید می‌خواهیم بگوییم چیزی (مثلا x) در یک لحظه اتفاق می‌افتد.

این جمله را در انگلیسی این گونه بیان می‌کنیم:

[X happens in a moment.]

یعنی:

– X happens for one very short time.

– There are not parts of this very short time when one part happens before other parts.

همانطور که می‌بینیم کلمه moment به معنی یک زمان خیلی کوتاه یا به عبارتی لحظه است، و برای اشاره به “در یک لحظه” از “in a moment” استفاده می‌کنیم.

این کلمه می‌تواند پسوند s جمع بگیرد، یعنی: moments

در جمله زیر مثال دیگری برای عبارت In a moment را می‌بینیم:

[In a moment, I knew something here was not good.]


تمرین

به توجه به تصویر زیر، تمرین بعد از آن را جواب دهید:

Tony is inside this thing for some time.

Lisa says: “I want to know who is inside this thing.”

Tony hears Lisa. Because of this, Tony says: “I am inside.”

Tony says this __________.

  • after Tony hears Lisa
  • before Tony hears Lisa
  • if Lisa is inside this thing

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.