انجام راحت و آسان کارها (ظرفیت)

ما هر مشکلی که داریم را به شکل یک الگوی ناکارآمد می‌بینیم. این را در نوشته زیر توضیح داده‌ایم:

مشکلات روانی یا الگوهای روانی ناکارآمد

برای مثال ما کمال‌طلبی داریم چون به شیوه و الگوی خاصی، فکر می‌کنیم، احساس می‌کنیم، رفتار می‌کنیم و در ارتباط با دیگران عمل می‌کنیم.

در واقع هدف ما، انجام دادن کارهاست. یعنی در بعد انجام با کیفیت کارها یا Quality هستیم:

Ease Capacity یا ظرفیت انجام راحت و آسان کارها، یک روش سالم و کارآمد است برای انجام با کیفیت کارها و پروژه‌هاست.

دو مانع برای انجام کار با کیفیت وجود دارد. به عبارتی، در بُعد انجام با کیفیت کارها، دو الگوی مشکل‌ساز وجود دارد

گفتیم کسی که چنین الگوهایی دارد ممکن است 90% زمانش را صرف انجام بی‌نقص کار کند اما در نهایت زمان کم بیاورد و با عجله کارش را جمع و جور کند و در نهایت یک کار بسیار ناقص و بی‌کیفیت تحویل دهد.

کسی که در این زمینه سالم عمل می‌کند به جای این کمال‌طلبی، ظرفیت کارآمد و سالم Ease را دارد. یعنی آسان هم می‌گیرد. به خودش بیش از حد فشار نمی‌آورد.

Ease Capacity توانایی اجرای وظایف به شیوه‌ای آرام و آسان است که بدون استرس یا تلاش انجام می‌شود. کارهای شما به طور طبیعی و خودکار، جاری می‌شود مانند اسکیت‌بازی که در سراشیبی است. همچنین نیازی به هدفگذاری‌های سطح بالا یا دنبال کردن نتیجه کامل و بی‌نقص ندارید.

کارتان را با بقیه زندگی هم متعادل می‌کنید در نتیجه زمان کافی برای استراحت، سرگرمی و رسیدگی به سلامتی و خانواده هم دارید. به کمک این ظرفیت، هر جا لازم باشد ترمز می‌گیرید و مدام پا را روی گاز فشار نمی‌دهید.

در واقع شما آنچه لازم است انجام شود را بدون فشار زیاد به سرانجام می‌رسانید.

کارتان هم ریشه در علاقه واقعی، خلاقیت، احساس هدفمند بودن و تمایل برای کمک به مردم و مشارکت در دنیای بیرون خودتان دارد. در نتیجه به جای آنکه فقط دنبال نتیجه نهایی باشید، درگیر فرآیند کارتان می‌شوید. یعنی از سفر هم لذت می‌برید و صرفاً دنبال رسیدن به مقصد نیستید.

شما قادر به تشخیص زمانی که چیزی “به اندازه کافی خوب” است تا تکمیل به حساب آید. ظرفیت آسانی به معنای این است که در برخی موارد باید برای بهترین شدن و کامل بودن کار تلاش کنید (مانند پر کردن یک فرم درخواست کار که یک اشتباه املایی ممکن است باعث از دست دادن مصاحبه شود)، اما موقعیتهای زیادی هم وجود دارد که کار شما حتی اگر کامل یا بسیار جامع نباشد، همچنان خوب و کافی خواهد بود (مانند در اشتباه املایی در چت و ایمیل‌های روزانه به همکاران).

کسی که این توانمندی را دارد باور دارد که:

  • گاهی اوقات اشتباه کردن هم مجاز است.
  • من می‌توانم از طریق آزمایش و خطا یاد بگیرم، حتی اگر همیشه جوابگو نباشد.
  • خلاقیت، آزادی و عالی بودن از کامل بودن اهمیت بیشتری دارند. گاهی “به اندازه کافی خوب” آن چیزی است که لازم است.
  • من می‌توانم کار عالی انجام دهم در حالی که آرام و جاری (flowing) هستم.
  • من می‌توانم موفق باشم و زندگی متعادلی داشته باشم.

این ظرفیت یا توانمندی، یک طیف است. پس شما نیازی به این ندارید که این ظرفیت را به صورت کامل داشته باشید تا از آن لذت ببرید و اثرات مثبت آن را در زندگی‌تان تجربه کنید. کافیست فقط به سوی داشتن هر چه بیشتر آن کار کنید.

تغییر: دوره کمال طلبی

اما چگونه الگوی اهمالکاری را به ظرفیتهای مکمل آن تبدیل کنیم؟ قبلاً به رویکرد کلی ما برای انجام چنین کاری اشاره کردیم: مسیر درمانی تبدیل مشکل به ظرفیت

اما این مسیر را در این بعد (Quality) و برای تبدیل الگویی مانند کمال‌طلبی چگونه انجام دهیم؟

انجام این کار نیاز به ابزارها، پلتفرم، تمرینها و مسیر اجرایی مشخصی دارد. چنین مواردی نیازمند یک محیط متفاوت نسبت به یک مجموعه نوشته و مقاله دارند. برای همین ما برای چنین مواردی یک محیط اختصاصی و آموزشی داریم شامل تعدادی دوره، درس، تمرین و آزمون، ابزارهایی برای پیگیری و ساخت عادت و برنامه ریزی و هر آنچه که نیاز است.

برای نمونه، در این محیط و پلتفرم، یک دوره مجزا برای کمال‌طلبی داریم:

این دوره شامل درسها، تمرینها و آزمونها و امکانات متعدد دیگری است که به ما کمک می‌کند مشکلاتی که داریم را تبدیل کنیم به توانمندها و مهارتهای لازم:

برای دسترسی به این دوره نیاز است که زمان بگذاریم و متعهد باشیم که این مسیر را طی کنیم. به همین دلیل باید ثبت‌نام کنیم و به صورت جدی این دوره را طی کنیم.

غلبه بر کمال‌طلبی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *